المحقق السبزواري

199

روضة الانوار عباسى ( در اخلاق و شيوه كشور دارى ) ( فارسى )

به فعل تفقّد تدارك بايد كرد ، [ و ] « 1 » بعضى را احسان بايد و بعضى را سياست ، و بعضى را تعليم بايد و بعضى را نصيحت ، و انعام و مواجب بعضى را كم بايد كرد و بعضى را زياد ، و اينها را فكرها بايد كرد تا معامله بر وجه صواب رو دهد ؛ و در نصب و عزل عمّال و ارباب مناصب انديشه‌ها بايد كرد و مشاورات بايد نمود و به حقيقتها بايد رسيد ؛ و در تدبير احوال دشمنان بزرگ و كوچك و آشنا و بيگانه فكرها بايد كرد و تداركها نمود ؛ و در تعمير مملكت و ترفيه « 2 » رعيّت و دادرسى مظلومان و تأديب ظالمان سعيها بايد كرد . و اينها همه مشقّت و آزار دارد و با راحت و فراغت بسيار جمع نمىشود ، خصوصا آزار كردن و سياست كردن و تأديب مفسدان و ظالمان و دروغگويان و مفتّنان و خاينان كردن ، كه آزار به كسى رسانيدن بر نفسهاى شريف شاقّ مىنمايد و بدون آن كار دنيا و آخرت راست نمىآيد و ميسّر نمىشود ؛ و اينها با فراغت بسيار جمع نمىشود . به حسب عقل رخصتى كه پادشاهان را در راحت و فراغت هست وقتى است كه از نظم و نسق معظمات امور ملك فارغ شده باشند و تداركى ملكى باقى نمانده باشد ، و بدون آن بسيار باشد كه اشتغال به اندك لذّت و فراغتى موجب پشيمانى و ندامتهاى كلّى شود و سودى ندهد ، و اين مطلب كه كم كردن حبّ راحت و آسايش است به يك دفعه آسان نيست ، بلكه به تدريج ، اندك‌اندك ، ورزش اين كار بايد كرد ، تا وقتى كه اين صفت در نفس رسوخ يابد ، بلكه اگر به يك دفعه نفس را متوجّه مشقّت كلّى سازند ، تاب آن نياورد و از عهده برنيايد . وظيفهء عقل آن است كه به نرمى و هموارى ، طبع را بر جفا دارند و آهسته‌آهسته ورزش برسانند و اندك‌اندك بر كار و عمل خود زياد مىكرده باشند و از اوقات راحت و فراغت كم مىكرده باشند ، تا وقتى كه طبع ورزيدهء اين مشقّتها و تعبها شود و بر او تحمّل آفات ملكدارى و رعيّت‌پرورى گوارا شود . مجملا ، كار عالمى حواله به تدبير پادشاه است ؛ پيداست كه او را چه‌مقدار مشقّت بايد كشيد و چه سعيها بايد كرد تا كار خود و عالمى را به نظام دارد . دوم آنكه سخن خوشامدگويان را در نظر پادشاه چندان وقعى نباشد ، چه بيشتر مردم

--> ( 1 ) . اضافه از مر است . ( 2 ) . بر وزن تفعيل به معنى « در آسايش و رفاه قرار دادن » است .